نگاشته شده توسط: raeis | سپتامبر 10, 2009

پیشنهادی واسه همه دوستان

جای این که برین دو تا رفیق پیدا کنین، یه کتابی ورق بزنین، به یه عکس زیبا نگاه کنین، فیلمی ببینین، یه بار دیگه توی صورت پدر و مادر و برادر و رفیق‌تون نگاه کنین و لذت‌اش رو ببرین، یه جوک تازه برای عمو و دایی و خاله‌تون تعریف کنین، یه ترانه رو با صدای بلند بخونین، وسط یه جمع خودشیرینی کنین، شهر بازی برین، یه ترانه جدید کشف کنین، برقصین، دعا بخونین، یه چیزی بنویسین، سفر برین، رانندگی کنین، یه وسیله مفید برای خونه و یه لباس خوشگل آلامد برای تن‌تون بخرین؛ با یه جنس پارچه جدید که پوست‌تون تجربه همجواری باهاش رو نداشته، آغوش‌تون رو باز کنین، ذهن‌تون رو خالی کنین، ذهن‌تون رو جوون نگه دارین، یه خیابون تازه، یه برنامه کنسرت خوب پیدا کنین، خودتون رو پیش یه آدم دیگه توی دنیا عزیز کنین، یه داد بلند بزنین، دست‌تون رو روی شونه یکی دیگه فشار بدین، چهارتا مخاطب تازه پیدا کنین، از یه افسردگی سر شب دیگه در برین، آخر شبی خودتون رو برای خودتون لوس کنین، یه گوشه تازه توی یه رستوران جدید گیر بیارین، کاری کنین پوست دست‌تون با پوست دست چند تا آدم تازه آشنا بشه (که هر پوستی طعم خودش رو داره)، یه گیتار بیس خوب توی یه قطعه تازه پیدا کنین و ریتم یه دیالوگ خوب توی یه نمایشنامه دیگه رو بسنجین،‌ و این که یه دوبلور قدیمی، توی یه فیلم قدیمی چه جوری جای یه بازیگر آه کشیده، خندیده، سلام کرده، و ایوگن شوفتان یه محل تنگ دیگه رو چه جوری نورپردازی کرده، این که به عضلات لرزون و متورم یه دونده نیگاه کنین که تازه از خط پایان گذشته، و به یه جای کات توی یه فیلم دیگه از استیون سودربرگ، یه ایده تازه، این که یه فکر تازه برای پول درآوردن بکنین، این که یه مسیر تازه برای برگشتن به خونه کشف کنین، این که یه سوال دیگه از خودتون بپرسین، که نتونین جواب‌اش رو بدین، این که هدر رفتن زحمات‌تون رو ببینین، این که از خودتون بپرسین «قدرت» چیه، «سرنوشت» چیه، و «فساد» چی؟ این که یه بار دیگه به مرگ فکر کنین، این که یه لید گیتار جذاب پیدا کنین، این که سعی کنین بهتر راه برین،جذاب‌تر لبخند بزنین، لینک‌های تازه پیدا کنین،‌ این که سنگی روی سنگی بذارین، یه خرده شیشه از وسط خیابون بردارین که پای کسی روش نره، لاستیکی رو پنجر نکنه، این که وقتی لازم شد دعوا کنین، اگه نه فرار کنین، بدوین، در کمین حادثه بعدی روز و روزگار باشین، یه تهدید دیگه رو به فرصت تبدیل کنین. این که یه مشکل رو حل کنین با علم به این حقیقت که الانه که مشکل بعدی سر برسه، این که یه فاصله رو از بین ببرین، کاری کنین چند آدم تازه دل‌شون براتون تنگ بشه، این که کشف کنین چه کفشی به پاتون می‌آد، غذاتون رو با چه ماهی‌تابه‌ای درست کنین راحت‌ترین، به دل‌تون می‌چسبه، سرسره بلنده «سرزمین موج‌های آبی» رو کشف کنین، یه «فیفا 2009» بازی کنین، بزنین زیر گریه، یه چالوس برین، بلند بخندین، یه معادله ریاضی حل کنین، و به لحظه روشنایی رسیدن به جواب‌اش برسین، یه برنامه تازه برای بعد از ظهرتون جور کنین، مبادا که دیگه سرحال نباشین، یه گیر ذهنی دیگه رو کنار بذارین، ذهن‌تون رو خلوت‌تر کنین، توی یه مسابقه و رقابت دیگه برنده بشین، برای یه خاطره دیگه اشک بریزین، فکر کنین که باید توی انتخابات ریاست جمهوری آینده باید به کی رای بدین… و بالاخره این که سعی کنین به رفیق‌تون، همکارتون، مشتری‌تون، مخاطب‌تون، فکر کردن یاد بدین جای این که جوری زندگی کنین که همه بتونن فکرتون رو بخونن و اجراش کنن..

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: