نگاشته شده توسط: raeis | مارس 5, 2009

رفت…رفت…رفت…..

رفتن رو صرف کن : رفتم … رفتی … رفت… ساکت می شوم، می خندم، ولی خنده ام تلخ می شود. استاد داد می زند : خوب بعد؟ ادامه بده . و من می گویم : رفت …رفت …رفت. رفت و دلم شکست…غم رو دلم نشست…رفت شادیم بمرد…شور از دلم ببرد . رفت…رفت…رفت و من می خندم و می گویم : خنده تلخ من از گریه غم انگیزتر است…کارم از گریه گذشته است به آن می خندم?

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: